مرتضى مطهرى
352
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
3 . اتحاد عاقل و معقول يادآورى در درس پيش گفتيم كه در باب اتحاد عاقل و معقول دو مسأله است ؛ يكى در علم عالم به ذات خود است كه در اينجا علم و عالم و معلوم هر سه يكى است و تفاوت آنها اعتبارى است . تا اين حد را حتى بوعلى كه منكر اتحاد عاقل و معقول است قبول دارد . يكى ديگر - كه تصورش مشكل است - در علم عالم به غير خودش است . در اينجا هم گفتيم كه البته مقصود اين نيست كه ذات عالم با وجود عينى معلوم متحد بشود ؛ اين حرف را احدى نگفته است و معنى هم ندارد ؛ بلكه مقصود از اتحاد عالم و معلوم در اينجا به قول حكما اتحاد عالم با معلوم بالذات است و يا به تعبير ديگر مقصود اتحاد عالم با خود ادراك است . مقصود اين است كه رابطهء مدرك با مدرك بالذات ( كه منظور همان نفس « ادراك » است ) رابطهء اتحادى است و ايندو يكى هستند . اين همان چيزى است كه از نظر بوعلى اصلا يك امر فوق العاده مهمل و بىمعنى به نظر رسيده است كه در شأن يك فيلسوف نيست كه چنين حرفى بزند « 1 » .
--> ( 1 ) نظر خود بوعلى چيست ؟